یک غزل از ابوالفضل نظری

پس شاخه‌هاي ياس و مريم فرق دارند

آري، اگر بسيار .. اگر كم .. فرق دارند !

شادم تصور مي كني وقتي نداني

لبخندهاي شادي و غم فرق دارند !

برعكس مي گردم طواف كعبه‌ات را

ديوانه‌ها آدم به آدم فرق دارند ...

من با يقين كافر، جهان با شك مسلمان ...

با اين حساب اهل جهنم فرق دارند !

در من به چشم كشته عشقت نظر كن

پروانه‌هاي مرده با هم فرق دارند !

/ 10 نظر / 13 بازدید
غزال

سلام.نمی دانم چرا اين شعر مرا به ياد شعر سيد علی صالحی انداخت: چرا به ياد نمی آورم؟ گفتم از کنار پنجره، از روبروی آن کلاغ که بر آنتن بامی کهنه می لرزد، از روبروی تماشای ماه،از کنار تفکری تشنه کنار می آيم. گفتم کنار می آيم اما نه با هرکسی اما کنار تورا دوست می دارم اما دوست داشتن را.. دوست می دارم..

حسنا صدقی

غزل زيبايی بود. ديوانه‌ها آدم به آدم فرق دارند...

حسين جلال پور

سلام پس از مدت ها کلنجار رفتن با پس از مدت ها "نمی دانم" ای شعرهای من "من حرف می زنم" و منتظرم. با سپاس

حامد شكوري

برعكس مي گردم طواف كعبه‌ات را ديوانه‌ها آدم به آدم فرق دارند ... مرتضی سلامتيت برايم آرزوست .

كالك

من دوتاهاي پاييني رو خوندم ... دست نوشته هاي خودتونو برقرار باشيد

فواد گودرزی

دوست عزيز سلام از غزل خوبتان متشکرم اما راستش را بخواهيد نمی دانم سطر - من با يقين ... - را چطور بخوانم که وزن آن درست دربيايد و تعجب می کنم از اينکه کسی به آن اشاره نکرده است متشکرم فواد

علی قربان نژاد

سلام مرتضی بخشايش عزيز . چند وقتی نبودم . لينکت را گذاشتم دوست من .