جغرافیای مچاله

شعری از مرتضی بخشایش

 

سایت ادبی 3پنج 

 

/ 7 نظر / 20 بازدید
نعیمه دوستدار

من هم سلام عرض می کنم. ممنون که به من سر زدید. به هر حال این دنیای کوچک در عالم مجاز کوچک تر هم شده است...

حسنا صدقی

با درود کارهای شما همیشه زیباست اما این شعر در زمره ی زیباترین ها ست.

صدای...

سلام...گاهی هیچ اتفاقی نمی افتد....گاهی روزها می گذرد.بدون اینکه آب ازآب تکان بخورد.پرده ای کناربرود یعنی عکسی بشود توی یک قاب عکس آن هم کهنه بزند....ودراین..این درآرامش لعنتی.چیزی جزحس جانکاه پوچی برایمان نمی ماند.گاهی هم زندگی مثل همیشه است ..باراما ما هستیم که فرق می زنیم..فرق داریم نه از وسط سرمان...که دلمان یک چیزخاص می خواهد.یک هیجان خاص یا حتی نه..یک رویایی مرده ..اگردوست داشتید برای ماکارهایتان رابفرستد...اگردوست داشتید مارا لینک کنید..با امید روزهای بهتر در آینده....

حسنا صدقی

مرتضی عزیز باید اقرار کنم باید باز هم بنویسم که این شعر را بارها و بارها خوانده ام چه کرده ای شاعر شاهکار

هانیه صدقی

آقای بخشایش عزیز شاهکارتان را بارها و بارها خواندم برای خودم و تمام پارسی زبانانی که اهل ادبند. سپاس.

فرزاد سالک نیا

سلام مرتضای عزیز هر چند کمی دیر سال خوبی برایت آرزو می کنم موفق باشی