سطرهایی از شعر چراغ

مرتضی بخشایش



عصای کوتاهی ست عشق

وتو ناچاری

برای آنکه صاف بایستی

پا به هر گودالی بگذاری

آنوقت می توان در عکسی یادگاری

به انگشتهای زنی دل بست


و فکر کرد که از تمام دنیا

پرتقالی به برابر تقسیم شده است


juniork_hands.png

/ 10 نظر / 23 بازدید
فرشيد

و تو ناچاری... پا به هر گودالی بگذاری... معرکه بود مرتضی جان . ممنونم که به تقاضای من احترام گذاشتی و پست جديد نوشتی .

حسنا صدقی

عصای کوتاهی ست عشق وتو ناچاری برای آنکه صاف بایستی پا به هر گودالی بگذاری مرتضی جان آقای بخشايش دوست مهربان و شاعرم از خواندن شعر زيبايت بسيار لذت بردم

كالك

اين روزها هر چه عدد به انگشتانم بند مي شود صدايت نيست كه نيست

حامد شكوري

مرتضی جان سلام . بدون تعارف لذت بردم . چند بار و چند بار خوندم .

غزال

سلام..بعد از مدتها بايد بگويم خوش آمديد..آن هم با اين تعبير زيباتان از عشق..

pooya

salam mortezajan kheyli khoob bood mobhame roshani bood

خیلی خیلی خیلی زیبا بود