لب ریخته ها

 
نویسنده : مرتضی بخشایش - ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۸
 


 

تمام دیشب خواب مرگ می دیدم

و صبح

قیصر امین پور مرده بود

=============== 

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چو گلدان خالی، لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم

اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم

اگر دشنۀ دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گرده ایم

گواهی بخواهید، اینک گواه
همین زخمهایی که نشمرده ایم

دلی سر بلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم