لب ریخته ها

 
نویسنده : مرتضی بخشایش - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٢
 

 هزار بار از صدای این ناقوس لعنتی مرده ایم

و هیچ معلوم نیست  

کسی که گلدان ها را دور حوض چیده است

برای انتقام نیامده باشد

 

 سطرهایی از شعر ازدحام آشپزخانه ای- مرتضی بخشایش

.

 

 


 
 
 
نویسنده : مرتضی بخشایش - ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٩
 

یک شعر از احمدرضا احمدی

 از کتاب «ساعت ده صبح بود»

چرا من را با ظرفهای شکسته مقایسه می‌کنی

من که هنوز می‌توانم تو را صدا کنم

من که هنوز برگ زرد را نشانه‌ی پاییز می‌دانم

تنها گاهی از ناامیدی

 با افسوس آهی می‌کشم

سپس پنجره را در سرما می‌بندم

هنوز تفاوت میوه‌های تابستانی و زمستانی را 

می‌دانم

همان‌طور که میان اتاق ایستاده بودم

سال تحویل شد

دو سه پرنده به سرعت پرزدند

سپس در افق گم شدند

سپس پیری من و تو آغاز شد