لب ریخته ها

 
نویسنده : مرتضی بخشایش - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱۸
 

سه سال از خاموشی حسین منزوی گذشت

یک غزل از حسین منزوی

در این مدار که هم ماه جز غریبی نیست

غریبی تو و من قصه عجیبی نیست

به وعده دل چه کنی خوش که چون بیندیشی

بهشت نیز سرانجام جز فریبی نیست

حجاب چون بدری زین فرشتگان چه کسی است

که زیر صورتکش صورت مهیبی نیست

اگر بخواهی اگر نه کشیده می بردت

به وعده گاه که با کاروان شکیبی نیست

من و ترا هم از این قصه ای که می خوانیم

به جز شکستگی و خستگی نصیبی نیست

چرا که صاحب این کاسه های مهمان کش

به جز لئیم نظر تنگ نانجیبی نیست

مگر تدارک این شور و شر برای بشر

همه به جزیه ی دندان زدن به سیبی نیست