لب ریخته ها

 
نویسنده : مرتضی بخشایش - ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۱۳
 

 

 

پانوشت

 

شعری از مرتضی بخشايش

 

 

اتوبان 45 متری

 

از آن بالا که خانه ی ما بود

 

تا اینجا           که خانه ی شما...

 

 

بین این خطها که می روم

 

جای خالی خانه ها

 

و دستهای تو

 

که پرده را کنار زده تا زنگ بزنم

 

بین این خطها که می روم انگار

 

توی کوچه سمت خانه شما آمده ام

 

 

چراغ سبز می شود

 

در را باز می کنی

 

 

- بفرمایید بالا

 

دم در خوب نیست...

 

کنار تابلو توقف ممنوع...

 

«این عکس کودکی هایتان است؟»

 

 

- نه!

 

اینجا فقط اتوبان 45 متری ست

 

خطهای عابر پیاده اما

 

                     بوی هماغوشی می دهد