لب ریخته ها

انتشار تنهایی دونفره
نویسنده : مرتضی بخشایش - ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٩
 

تنهایی دونفره

سومین کتاب شعر مرتضی بخشایش

فروردین 92 منتشر می شود

انتشارات کتاب کوله پشتی

طرح جلد: فرزاد ادیبی

سال انتشار: 1392

از مجموعه ی کافه ی شعر- کتاب3



 
 
چهل سالگی
نویسنده : مرتضی بخشایش - ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٥
 

چهل سالگی

شعری از مرتضی بخشایش

در پایگاه تخصصی شعر سلانه


 
 
ایسنا
نویسنده : مرتضی بخشایش - ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٠
 

سه شعر تازه

از مجموعه در دست انتشار "تنهایی دو نفره" 

مرتضی بخشایش

در خبرگزاری ایسنا


 
 
جایزه شعر نیما
نویسنده : مرتضی بخشایش - ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٥
 

 

یادداشتی از من در روزنامه اعتماد یکشنبه 25 تیرماه 91

 

ضعف متدولوژی در جایزه شعر نیما

مرتضی بخشایش

 

معتقدم که وجود جوایز ادبی با تمام نقص‌هایی که ممکن است داشته باشند، بعنوان یکی از رکن‌های کنش ادبی در جامعه، لازم و بلکه بسیار ضروری است و باید امیدوار بود که به مرور و بر اثر استمرار در فعالیت آنها، شکل واقعی و درستی به خود بگیرند. اما متاسفانه معمولا نه تنها پیشرفتی در فعالیت این جوایز دیده نمی‌شود بلکه  در هر دوره مشکلات بیشتری شاهد هستیم تا اینکه معمولا خیلی زود عمرشان هم به پایان می‌رسد.

نقد اصلی من به بسیاری از این جوایز و بخصوص جایزه شعر نیما، به متدولوژی و روش شناسی شیوه انتخاب افراد بر می‌گردد. شیوه‌ای که برای حصول نتیجه در جایزه شعر نیما انتخاب شده، از حیث روش تحقیق دارای اشکالات اساسی است و به دنبال آن، نتیجه کار نیز هر چه که می‌شد مخدوش بود. مگر می‌شود با یک نظرخواهی ساده از 30  نفر افرادی که به آنها دسترسی داریم به نتیجه‌ای مثل «شناخت شاعران برجسته جریان‌های ادبی دهه 80» برسیم. برای چنین کاری لازم بود ابتدا یک گروه علمی و نخبه آشنا به مفهوم جریان و جریان‌های ادبی، گرد هم جمع می‌شدند و با تعریف دقیق ابعاد موضوع و تحلیل جریان‌های مدنظر، با یک بررسی همه‌جانبه نسبت به تهیه لیست بلند سی، چهل و یا حتی 100 نفره‌ای از افرادی که فکر می‌کنند در جریان‌ها نقش داشته‌اند اقدام می‌کردند و بعد نیز با همان رویکرد قبل، جمعی را برای قضاوت درباره این لیست بلند و امتیازدهی مستدل، از گروههای مختلف انتخاب می‌نمودند. در ادامه نیز آن افراد منتخب، با بررسی فعالیت‌های شاعرانِ انتخابی (که اصولا باید بر اساس آثار منتشره آنها باشد)، نفرات مورد نظر خود را با ذکر دلیل معرفی می‌کردند. در نهایت نیز هیئت اجرایی، کار جمع‌بندی را انجام می‌داد و نتایج را اعلام می‌کرد.

 اگر ابزار چنین کاری را نداریم، مگر مجبوریم چنین ادعاهای بزرگی کنیم؟ و تاسف وقتی دوچندان می‌شود که می‌بینیم دوستان هیئت اجرایی جایزه نیما به همان متدولوژی نیم بند خود هم وفادار نمی‌مانند و در مرحله بعد، عده ای از برگزیدگان خود را نیز بنا به دلایلی عجیب و غریب حذف می‌کنند و احتمالا با استدلالهایی مشابه، جمع دیگری را وارد برگزیدگان جایزه شعر نیما می‌کنند.

ما باید سعی کنیم حوزه فرهنگ و ادب را پاکیزه و خالص نگه داریم و بداخلاقی‌هایی که ممکن است در جامعه رواج داشته باشد را وارد عرصه ادبیات نکنیم. بیشتر اعضای هیئت اجرایی جایزه نیما از دوستان عزیز و با کارنامه ادبیات هستند و فکر می‌کنم آنها فقط دچار چند اشتباه پی در پی شده‌اند که البته باعث از بین رفتن اعتبار جایزه‌شان شده است و باید امیدوار بود در ادوار بعدی جایزه، این نارسایی‌ها رفع شود و جبران گردد.

و ای کاش در همین دوره نیز، دوستان بیانیه ای صادر می کردند و با پذیرفتن خطاهایی که صورت گرفته، این دوره از جایزه را تجدید می کردند. جامعه ما به چنین رفتارهای متمدنانه‌ای نیازمند است.


 
 
داستان مرونا
نویسنده : مرتضی بخشایش - ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱
 

مِرونا

داستانی از مرتضی بخشایش

در شماره خرداد ماه مجله  "داستان همشهری"


 
 
نمایشگاه کتاب
نویسنده : مرتضی بخشایش - ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۳
 

کتاب "پله ها را مواظب باش مرضیه" در نمایشگاه کتاب

شبستان- راهرو 25- غرفه 42

انتشارات کوله پشتی


 
 
یانوس
نویسنده : مرتضی بخشایش - ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤
 

 

یادداشت لیلا کردبچه درباره «پله ها را مواظب باش مرضیه»

و چند مجموعه دیگر منتشر شده در سال نود

نشریه تخصصی شعر یانوس


 
 
عاشقانه های مصدق در موج شمال
نویسنده : مرتضی بخشایش - ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٤
 

" سید فرزام حسینی " عزیز یادداشتی را درباره کتاب عاشقانه های مصدق در هفته نامه "موج شمال" نوشته که از همین جا از او تشکر می کنم و متن آن را برایتان می آورم. برای رفتن به وبلاگ او اینجا را کلیک کنید.

تا «عاشقانه‌هایِ مصدق»

این یادداشت کمی دیر نوشته شده است، در واقع کمی دیر این دفترِ شعر به دست من رسیده است. در حالی که مجموعه‌های شاعران اسم و رسم‌دار که ممکن است حرفِ تازه‌ای هم برای گفتن نداشته باشند، در سراسر کشور به صورت نسبی خوب پخش می شود. مجموعه‌های شاعران جوان‌تر که اتفاقا حرف‌های تازه هم برای گفتن بسیار دارند، باید دست به دست بچرخد تا به ما برسد. خب این هم ناشی از باند بازی ادبی است. چه می‌شود کرد؟

« بیچاره پیشانیِ قبیله‌ام! / انگار کسی سیگارش را / میان سرنوشتِ ما خاموش کرده است.»

"عاشقانه‌های مصدق" اولین دفترِ شعرِ "مرتضی بخشایش" از چهار بخشِ: «پرنده‌های پوشالی»، «عاشقانه‌های مصدق»، «این فصل لعنتی» و «دست‌ها یک روز تمام می شوند» تشکیل شده است. "بخشایش" زبانی ساده و به دور از بازی‌‌های زبانی معمول در دفتر شعرش جاری است. شعرهایی که در عینِ سادگی، اندیشه ای مستحکم و سنجیده شده در پُشتِ بیشتر سطور آن نهفته است و نقطه‌ی اتکاء و قدرت شاعر در این کتاب، همین‌جاست.

هر چهار بخش کتاب رویکردی نسبتا یکسان و مشابه دارند، تنها برخی مضامین دست‌خوش تغییرِ نسبی می شوند، وگرنه هیچ گسستی در روایت شعر ایجاد نشده است، این نه یک ضعف و نه یک قوت برای این کتاب محسوب می شود، بلکه ویژگی این کتاب است.

رویکردِ شاعر در مضامین و محتوای اشعارِ کتاب، گذار از یک مفهومِ «تاریخی-اجتماعی» با موضوع و مفهومی «عاشقانه» در همان شعر است، شعرِ «وارث» در بخشِ «این فصل لعنتی» مثال مشخص و خوبی برای این رویکرد است که از سطری مانند:«تاریخ/کابوس های پدرهامان بود/و این قاب عکس پوسیده/شناسنامه‌ی هیچ پیوندی نیست.» می رسد به انتهای شعر که این‌گونه پایان می گیرد: «دکمه‌هایت را ببند/بگذار دیوارهای خانه آرام بگیرند.»

نگاه شاعر به دو موضوع اجتماع و تاریخ نگاهی متفاوت از هم است، شاید نتوان برچسب اجتماعی بودن را به اشعارِ این کتاب به‌راحتی چسباند، اما برچسبِ تاریخی را بدون شک و درنگ، همان‌طور که از نام کتاب برمی آید می توان به مضامین اشعارِ‌ کتاب الصاق کرد. تلفیق دو پدیده‌ی عشق و روایات تاریخی نیز از ویژگی های اشعار بخشایش است.

این امر در فصلِ "عاشقانه های مصدق" به اوجِ خود می رسد، روایت عشق‌های تاریخی، در هم آمیختگیِ عشق و کودتا: «بانوی روزهای آخرِ مرداد!/دوستت دارم/اما نمی دانم/با کودتا چه باید کرد...».

تصاویری که به دستِ ما می دهد، اغلب واضح اما هیجان‌ آور است، تصاویری بدیع که ناشی از خلاقیت شاعری‌ست معنا محور:«چقدر بزرگ‌اند این کوه‌ها برای ما/وقتی قرار است/با طلوع خورشید به خانه برگردیم.»

در فصول سه و چهار-و البته بیشتر چهار- مفاهیم رُمانتیک جلوه‌ی بیشتری پیدا کرده و کمی مفهوم تاریخ را پس می‌زند، شعرهایِ رُمانتیکی که البته رو به سانتی‌مانتالیسم هم نمی روند و محصولِ احساس نابِ شاعر است: «روزهای خوب/لباس آبی و موهای بور/یک لحظه دستم را ول کردی/زمین برای کسی پارک نمی کند/-شلوغ بود-»

نکته‌ی حائز اهمیت و مهمی که از خوانش و بررسی این کتاب به دست می آید را باید خطاب به برخی از دوستانی گفت که بانگ بی مخاطبی شعر را جار می زند و می کوشند با توسل به تئوری‌های غربی و شرقی شعر بگویند، این کار به نوعی آب در هاون کوبیدن است، «شعر تئوری پذیر نیست»، شعر محصول احساس و اندیشه‌ی ناب وسنجیده شده‌ی آدمی و یا به قول پیرِ خراسانی، اخوان:«شعر محصولِ بی تابی های انسان است.» نمونه‌ی بارز و مشخص برای این مهم هم "عاشقانه های مصدق"، سروده‌ی "مرتضی بخشایش" است.


 
 
والس:
نویسنده : مرتضی بخشایش - ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٩
 

جنون کسب و کار من است

 

ویژه نامه سایت ادبی والس

 

مقاله ی من را با عنوان «جنون هدایت شده» در این ویژه نامه بخوانید

جنون هدایت شده

 

 


 
 
همشهری داستان
نویسنده : مرتضی بخشایش - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۸
 

دفترچه ی سیاه

داستانی از مرتضی بخشایش

در شماره آبان ماه مجله "همشهری داستان"


 
 
← صفحه بعد