![]() |
لب ریخته ها |
مِرونا
داستانی از مرتضی بخشایش
در شماره خرداد ماه مجله "داستان همشهری"

کتاب "پله ها را مواظب باش مرضیه" در نمایشگاه کتاب
شبستان- راهرو 25- غرفه 42
انتشارات کوله پشتی
... پيام هاي ديگران() link ۱۳٩۱/٢/۱۳ - مرتضی بخشایش
یادداشت لیلا کردبچه درباره «پله ها را مواظب باش مرضیه»
و چند مجموعه دیگر منتشر شده در سال نود

" سید فرزام حسینی " عزیز یادداشتی را درباره کتاب عاشقانه های مصدق در هفته نامه "موج شمال" نوشته که از همین جا از او تشکر می کنم و متن آن را برایتان می آورم. برای رفتن به وبلاگ او اینجا را کلیک کنید.
تا «عاشقانههایِ مصدق»
این یادداشت کمی دیر نوشته شده است، در واقع کمی دیر این دفترِ شعر به دست من رسیده است. در حالی که مجموعههای شاعران اسم و رسمدار که ممکن است حرفِ تازهای هم برای گفتن نداشته باشند، در سراسر کشور به صورت نسبی خوب پخش می شود. مجموعههای شاعران جوانتر که اتفاقا حرفهای تازه هم برای گفتن بسیار دارند، باید دست به دست بچرخد تا به ما برسد. خب این هم ناشی از باند بازی ادبی است. چه میشود کرد؟
« بیچاره پیشانیِ قبیلهام! / انگار کسی سیگارش را / میان سرنوشتِ ما خاموش کرده است.»
"عاشقانههای مصدق" اولین دفترِ شعرِ "مرتضی بخشایش" از چهار بخشِ: «پرندههای پوشالی»، «عاشقانههای مصدق»، «این فصل لعنتی» و «دستها یک روز تمام می شوند» تشکیل شده است. "بخشایش" زبانی ساده و به دور از بازیهای زبانی معمول در دفتر شعرش جاری است. شعرهایی که در عینِ سادگی، اندیشه ای مستحکم و سنجیده شده در پُشتِ بیشتر سطور آن نهفته است و نقطهی اتکاء و قدرت شاعر در این کتاب، همینجاست.
هر چهار بخش کتاب رویکردی نسبتا یکسان و مشابه دارند، تنها برخی مضامین دستخوش تغییرِ نسبی می شوند، وگرنه هیچ گسستی در روایت شعر ایجاد نشده است، این نه یک ضعف و نه یک قوت برای این کتاب محسوب می شود، بلکه ویژگی این کتاب است.
رویکردِ شاعر در مضامین و محتوای اشعارِ کتاب، گذار از یک مفهومِ «تاریخی-اجتماعی» با موضوع و مفهومی «عاشقانه» در همان شعر است، شعرِ «وارث» در بخشِ «این فصل لعنتی» مثال مشخص و خوبی برای این رویکرد است که از سطری مانند:«تاریخ/کابوس های پدرهامان بود/و این قاب عکس پوسیده/شناسنامهی هیچ پیوندی نیست.» می رسد به انتهای شعر که اینگونه پایان می گیرد: «دکمههایت را ببند/بگذار دیوارهای خانه آرام بگیرند.»
نگاه شاعر به دو موضوع اجتماع و تاریخ نگاهی متفاوت از هم است، شاید نتوان برچسب اجتماعی بودن را به اشعارِ این کتاب بهراحتی چسباند، اما برچسبِ تاریخی را بدون شک و درنگ، همانطور که از نام کتاب برمی آید می توان به مضامین اشعارِ کتاب الصاق کرد. تلفیق دو پدیدهی عشق و روایات تاریخی نیز از ویژگی های اشعار بخشایش است.
این امر در فصلِ "عاشقانه های مصدق" به اوجِ خود می رسد، روایت عشقهای تاریخی، در هم آمیختگیِ عشق و کودتا: «بانوی روزهای آخرِ مرداد!/دوستت دارم/اما نمی دانم/با کودتا چه باید کرد...».
تصاویری که به دستِ ما می دهد، اغلب واضح اما هیجان آور است، تصاویری بدیع که ناشی از خلاقیت شاعریست معنا محور:«چقدر بزرگاند این کوهها برای ما/وقتی قرار است/با طلوع خورشید به خانه برگردیم.»
در فصول سه و چهار-و البته بیشتر چهار- مفاهیم رُمانتیک جلوهی بیشتری پیدا کرده و کمی مفهوم تاریخ را پس میزند، شعرهایِ رُمانتیکی که البته رو به سانتیمانتالیسم هم نمی روند و محصولِ احساس نابِ شاعر است: «روزهای خوب/لباس آبی و موهای بور/یک لحظه دستم را ول کردی/زمین برای کسی پارک نمی کند/-شلوغ بود-»
نکتهی حائز اهمیت و مهمی که از خوانش و بررسی این کتاب به دست می آید را باید خطاب به برخی از دوستانی گفت که بانگ بی مخاطبی شعر را جار می زند و می کوشند با توسل به تئوریهای غربی و شرقی شعر بگویند، این کار به نوعی آب در هاون کوبیدن است، «شعر تئوری پذیر نیست»، شعر محصول احساس و اندیشهی ناب وسنجیده شدهی آدمی و یا به قول پیرِ خراسانی، اخوان:«شعر محصولِ بی تابی های انسان است.» نمونهی بارز و مشخص برای این مهم هم "عاشقانه های مصدق"، سرودهی "مرتضی بخشایش" است.
... پيام هاي ديگران() link ۱۳٩٠/۱٠/٢٤ - مرتضی بخشایش
جنون کسب و کار من است
مقاله ی من را با عنوان «جنون هدایت شده» در این ویژه نامه بخوانید
... پيام هاي ديگران() link ۱۳٩٠/۸/۱٩ - مرتضی بخشایش
دفترچه ی سیاه
داستانی از مرتضی بخشایش
در شماره آبان ماه مجله "همشهری داستان"

شعرخوانی مرتضی بخشایش
در برنامه پیش خوان کتاب
http://www.youtube.com/watch?v=1nUI9J-icUI&hd=1&t=1m52s
همچنین لینک این ویدیو را می توانید در سایت پندار ببینید
سایت پندار- پیش خوان کتاب - خوان هفدهم
... پيام هاي ديگران() link ۱۳٩٠/٧/۱٤ - مرتضی بخشایش
پدر می خواست بزرگتر شوم
اما معلم ها
انگشتهایم را
میان قلم های شان فشار می دادند...
(سطر هایی از شعر قصهی انگشت ها)
این شعر را در شماره شهریور ماهنامه تجربه بخوانید.
همچنین گفتاری درباره کتاب "پله ها را مواظب باش مرضیه" را در روزنامه فرهیختگان بخوانید:
مرضیه زمین است، وطن است، عشق است
... پيام هاي ديگران() link ۱۳٩٠/٦/۱٤ - مرتضی بخشایش

در پاسخ به دوستانی که درباره نحوه تهیه کتاب «پله ها را مواظب باش مرضیه» پرسیده بودند، باید بگویم که چند راه وجود دارد:
1- با تماس با پخش گسترش(که پخش کتاب را بعهده دارد) می توانید نشانی نزدیک ترین کتابفروشی به محل کار یا منزل خود را سوال کنید:88794218 و 88208236
2- می دانم که کتابفروشی ویستار به نشانی میدان هفت تیر- ابتدای خیابان کریمخان، کتاب را موجود دارد.
3- انتشارات کوله پشتی: 66961628 و 09123054863
4- خرید اینترنتی از طریق سایت هزار کتاب http://1000ketab.com/poem/38/2018
... پيام هاي ديگران() link ۱۳٩٠/٥/٢٩ - مرتضی بخشایش
28 مرداد- سالروز کودتا... سالمرگ امید...
شعر کودتا از کتاب عاشقانه های مصدق

کودتا
دیوارهای سفارت پشت کرده به خیابان فردوسی
من پشت کردهام به تمام دنیا که تویی
و کسی انگار از پشت
برای رویاهای ما شانه خالی میکند
هزار بار به این خواب آشفته خندیدهام
و این مردمی که تمام مرداد را
به عاشقانههای من دل بسته بودند
سر از کدام غروب زمستان آرام میکنند؟
پا از گلیم حضرت سلیمان که دراز نکرده بودیم
تنها دلمان
برای راه رفتن با عصای موسی تنگ شده بود
چه دستهای پریشانی به هم داده بودیم
که خیانت را
تا دکمههای پیراهنمان در آغوش گرفت
و شلیک
بی هیچ بهایی به خیابان ریخت
دو چشم برای خواندن مردم کم بود
و روزنامهای که ما را
در عکسی سیاه و سفید
به تبعیدی موروثی مهمان کرد
خیابان شلوغ میشود
و تو انگار در سیارهای دور جا ماندهای...
صدای من از دل تنگی میگیرد
صدای رادیو از چکمهی مردان کودتا...
و اینگونه برای بازی دیگری
که چراغش را با هیچ نفتی نمیتوان خاموش کرد
تنها ماندیم
دلم گرفته و به دستهای هیچکس اعتمادی نیست…
اتومبیل
با توقفی طولانی
به احمد آباد می رسد
... پيام هاي ديگران() link ۱۳٩٠/٥/٢۸ - مرتضی بخشایش
